نوشته‌هایی با برچسب "معمای یک زندانی"

معمای تیر باران یک زندانی معمای تیر باران یک زندانی

روزی یک مجرم که جرم سنگینی مرتکب شده بود را به زندان آوردند و رئیس زندان به او گفت که شما در میدان وسط زندان توسط 20 نفر از زندان بانها تیر باران خواهید شد. مجرم حکم خود را پذیرفت و در خواست کرد که هر یک از زندان بانها 6 متر از او فاصله داشته باشند و هر یک از زندان بانها در جایی مستقر باشند که او می خواهد و گفت " اگر از تیر باران جان سالم بدر بردم ، من را آزاد کنید". رئیس زندان کمی فکر کرد و دید که تمامی زندان بانها با وجود این شرایط هنوز قادر خواهند بود به راحتی او را مورد هدف قرار دهند ، شرط مجرم را پذیرفت. روز تیر باران فرا رسید و دیری نگذش

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه